گفت: اگر يهودا نبود ،آغوش هر صليبی بايد هزاران سال در انتظار مسيحش می ماند.....
اما اگر يهودا نبود شايد هر محرابی هم بايد هزاران سال در انتظار اشک و اعتراف و پيوند
تنهایی اش را با گرد و خاک بی عبور پر می کرد..... پس "رستگاری" به يهودا هم نياز دارد.
و ما در نوسان بين اين دو قطب،عمر می گذرانيم.....همين.
ميگن:
الف).. خدایا زنی که می آفريند،همتای توست... و تو لذت اورا درک نکرده ای.....
چون در آفرينش رنج نبرده ای.
ب)...کاش دنيا دست زنها بود.... زنها که زاييده اند...يعنی خلق کرده اند
و قدر مخلوقات خودرا نيک می دانند...مردها چون هرگز عملا خالق چيزی نبوده اند، خودرا به آب و آتش ميزنند که چيزی بيافرينند....
حتی اگر آن، جنگ باشد.... اگر دنيا دست زنها بود، جنگ کجا بود...
ج) زنها مثل هوا ميمونند...بدون اونها نميشه زندگی کرد...
گرچه هوا هم وقتی پاک باشه، حيات بخشه!!....
د)... مردها گويا براي زندگی کردن نيازمند فرمان دادنند....
چون کاری از دستشان به تنهايی بر نميايد....اما زنها خود فرمان زندگی هستند....
و آخر..) مرد از خدا ميپرسد: چرا زنها را اينقدر زيبا آفريدی؟....خدا ميگويد:
برای اينکه تو بتوانی عاشقشان شوی..... مرد می پرسد: پس چرا اينهمه کم هوش و حواس هستند...خدا ميگويد:
برای اينکه بتوانند عاشق تو شوند...
...........................................................................همين.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|