می گفت زندگی توی جزئياته که اتفاق می افته........ و کليت، فقط مثل يه لانگ شات از تيترهای وقايع بدون شرحه.... لحظه ای که دوست عزيزی رو می بوسی،يا در آغوش می گيری يا به يادش اشک ميريزی يا لبخند می زنی اندوخته تو دانشِ ساليانِ تو نيست بلکه تو توی اون لحظه ی به خصوص با تمام خصلتهای انسانیِ بدو آفرينشت روبرويی، مثل روزی که به دنيا اومدی و نمی دونستی مادرت رو از کجا می شناسی. اين حقيقته که فقط ۲۱گرم از حيات ما زندگی ماست.و اين جزئيات خيلی کم وزن تمام درک ما هستن از بودنمون..... علم ميگه، در لحظه مرگ ۲۱ گرم از وزن ما کم ميشه.... وما ميدونيم اون، مجموعه ثانيه هايی است که واقعا زتدگی کرديم...لحظه ای که از ته دل برای کسی دست تکون داديم.... به بچه ای لبخند زديم.... براي کسی دعا کرديم.... از خوشی کسی ذوق کرديم...يا........... قدر ثانيه هارو می دونيم؟؟؟....همين.
کاش ماه ميدانست که از اين همه ستاره و سياره فقط يکی،
"مشتری " است!
............................................................................همين.
"ندانستن" به نظر میاد اصالت دنیای امروزه..... انگار قرنهاست که دیگه دانائی ، توانائی نیست....
وقتی "نمیدونی" مشکلی نداری... حتی جرمی هم مرتکب بشی مجازاتی نداری..
به چیزی متهم نمی شی برای هیچی ازت توضیح نمی خوان...
وقتی نمی دونی با کی داری حرف می زنی ،می تونی هرجور دوست داری حرف بزنی...وقتی نمی دونی کجا میری.. هرجا بخوای می تونی واستی....وقتی نمی دونی کجاها بودی، دیگه لازم نیست واسه جائی که نبودی عذر بیاری و وا سه جائی که بودی دلیل.... وقتی ندونی آدمها " چی بودن " دیگه لازم نیست واسه چیزی که دارن بهش تبدیل می شن حرص بخوری... وقتی ندونی تو واسه آدمها " چی بودی" دیگه لازم نیست واسه چیزی که الان نیستی افسوس بخوری....وقتی ندونی آدمها دارن چه چیزی رو ازت دریغ می کنن، دیگه لازم نیست چیزی رو طلب کنی....وقتی ندونی که دیگران چی میدونن، دیگه لازم نیست چیزی رو مخفی کنی....وقتی ندونی که آدمها چی پشت سرت می گن، دیگه لازم نیست مرتب به پشت سرت نگاه کنی....وخلاصه وقتی نمی دونی که چه کسانی نوشته هات رو می خونن، دیگه لازم نیست به موضوع نوشته هات فکر کنی....
وقتی ندونی.، راحت شعار میدی... وقتی ندونی راحت قضاوت می کنی...وقتی ندونی، شجاع میشی...وقتی ندونی آزاد میشی... ....همین.
می گويند:
هرچه بالاتر می روی،برای آنانکه پرواز نمی دانند،کوچکتر به نظر می رسی.....
يا
چه يک گودال کوچک يا يک دريای وسيع،”اگر” زلال باشی، آسمان درون توست..
و
با وفاترين جفت های جهان، کفش ها هستند....
و آخر اينکه:
خدايا با همه کوچکيم، يک چيز بيشتر از تو دارم....و آن خدايی به بزرگيه توست...
....فعلا همين.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|