"بخشیدن" یکی از عجیب ترین و گاهی سخترین و اغلب کمیاب ترین و اکثرا پرطرفدارترین و همیشه آسمانی ترین فعل انسانی بوده."انسانی "بودنش مهمه چون "بخشش" تو ذات طبیعت و اهل طبیعته.
از همه جالبتر اینه که معنی این کلمه بر حسب نیاز مون تغییر می کنه.... گاهی، بجای "گذشت" استفاده می کنیم..یعنی وقتی می بخشیم که "بگذریم"، رد بشیم، نمونیم.که خب معلومه،
این گذشتن چون چیزی رو عوض نکرده، با خودش ردپا و اثری می ذاره که مثل یه ضربه به آهن گداخته واسه همیشه می مونه و فقط کافیه یه جمله یا یه تصویر دوباره به ما یادآوری کنه که از چی "گذشتیم" و باز داغ دل یا دل داغمون تازه بشه...
خیلی وقتا، می خوایم یا ازمون می خوان که "فراموش کنیم" به جای این که ببخشیم.
باید یادمون بره چه اتفاقی افتاده یا چه اتفاقی باید می افتاده. باید انتظارات خودمون یا وظیفه اطرافیان رو
از همه جا پاک کنیم. اگه این درست باشه ، آلزایمری ها بخشنده ترین آدمهای عالم میشن.
وقتی میبینیم که نلسون ماندلا به زندانبانی که 27 سال از عمر بی بازگشت اون رو حبس کرده با صراحت میگه:
" می بخشم ولی فراموش نمی کنم" دیگه باید مطمئن بشیم که این دو فعل، اصلا شبیه لاله و لادن مرحوم نیستن که جداییشون به معنی ازبین رفتنشون باشه...
و گاهی بخشیدن واسه خیلی ها یعنی "صدقه " دادن....یعنی "زیادی ها" رو رد کردن. یه جور "از سر باز کردن و به کارهای مهمه دیگه رسیدن" میشه، که این دیگه توضیح دادنش در اصل توهین به"IQ محترم" مخاطب میشه....
به "بخشیدن" فکر کنیم...یادمون باشه "بخشندگی" به همراه مهربانی، اصلی ترین صفت خداونده.
برای بخشیده شدن اول، باید بخشید....
پس شاید بشه همه قدر نشناسی ها و فراموشی ها و کم فروشی ها و دل فروشی ها رو بهم "بخشید"..میشه؟..دعاکنیم...همین.
"رفتن" مثل هر پدیده
"رفتن" مثل هر پدیده ی دیگه ای زمان و وقت معینی داره، و باید درست تشخیصش داد و بی درنگ انجام.
یعنی گفتن به موقع "خداحافظ" شاید خیلی از" سلام" به موقع مهمتر باشه..چون وقتی میگی سلام ، همیشه حق استفاده از خداحافظ رو واسه خودت نگه داشتی..اما بر عکسش صادق نیست..
خیلی وقتا رفتن و خداحافظی کردن دیگه هرگز سلامی به دنبال نداره...پس میشه بی محابا سلام کرد..اما برای وداع باید حتما وقت گذاشت و فکرکرد.
به عبارت دیگه به یک جمع به یک شغل به یک موقعیت و خلاصه به یک اتفاق پیش رو میشه چندین بار "سلام" کرد اما در اغلب موارد فقط یک بار فرصت "خدا نگهدار" گفتن رو داریم...پس گفتن "خداحافظ" باید نتیجه یه سری فکر و تصمیم باشه....
این موضوع اصلا محدود به زمینه خاصی نیست در هر موقعیت و شرایطی که باشید، درک و تشخیص به موقع رفتن خیلی حیاتیه...
تو ورزش یا هنر یا شغل یا روابط شخصی، دوستی، زناشوئی و حتی یه مهمونی ساده ،مهمترین چیزی که حرمت شما رو نگه می داره، خاطرات خوب رو به همراه میاره و در شکل ایده آل، حسرت حضور شما رو به شکل مثبتش در فضا جاری میکنه ، همون درک درست زمان رفتنه...
موندن زیادی در هر جا و هر موقعیتی، کمترین ضررش تبدیل کردن شور و شوق طرف یا اطرافیان به "عادت" و بعدترش به "یکنواختی" و دست آخر "خستگی" است...حضور به اندازه و رفتن و ترک کردن به موقع، همیشه با خودش "حرمت" و "تازگی" و "اشتیاق تکرار" میاره...
البته بی تردید باید روی "به موقع" بودن این عمل تاکید داشت...یعنی نه دیر و نه زود...
"زود ترک کردن" و رها کردن و "رفتن"، که میتونه از بی انصافی باشه یا اغلب نا شکیبایی و تشخیص غلط و خیلی وقتا از خود خواهی یا داوری خودسرانه، زخمی میزنه به عمر نفس و حسرت رو، به تلخترین شکلش به خاطرات اون دوران و اون آدم، سنجاق می کنه
گفتنی و مثال زیاده اما خلاصه ش اینکه با هر کی هستی در هرجا و مکان و مقامی که هستی، بدون که تاثیر حضورت و ثمره بودنت با به موقع رفتنت عجین شده... قبل از عادی شدن...قبل از اینکه عذرتو بخوان...و قبل از اینکه همه اشتیاق به بودنت، فراموش بشه خیلی محترمانه، برو...
واسه اینکه هم مثالی داشته باشیم هم اینهمه جدی حرف نزده باشیم قسمتهایی از شعر آقای خرسندی که راجع به دم دست ترین مثال "دیر رفتن" ما ایرانی هاست ، یعنی علی دایی رو با هم می خونیم...
علی ای علی ی دایی، تو چه آفتی خدا را
که به قهقرا فکندی، همه عشق تيم ما را
دل اگر خوره شناسی، به رخ همين علی بين
که خورگی اش کلافه، بکند من و شما را
تو بزرگ وقهرمانی، یَل سابقاً جوانی
ز شکوه ابتدايت، مددی کن انتها را
بنشين کنار و بو کن ، گل ِ گلمحمدی را
به کلام خود قوی کن، دل مهدوی کيا را
نظری به باقری کن، که جوانترست اگرچه؛
به لحاظ سنّ بالا، زده از زمين کنارا
تو که گلزن قديمی، چو پدربزرگ ِ تيمی
بنشين بکن تماشا، نوه ها و بچه ها را
بنشين به عشق تيمت، سر نيمکت و گليمت
ز گليم خويش امّا، به برون منه تو پا را
اگرت توان نباشد، که روی به راه تختی
برو لااقل کپی کن، ره و رسم پوريا را
***********************************......فعلا همین.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|